برگه ی امتحانی دانشجویان
برین ادامه ی مطلب تا ببینین چی کار کردن.
ادامه مطلب
در این وبلاگ عکس ها و مطالب از چیز های عجیب می بینید.
برین ادامه ی مطلب تا ببینین چی کار کردن.
در افسانههای کهن هندوستان حکایتی دلنشین وجود دارد که به زیبایی قدرت درون انسان را بازگو میکند. این افسانهی زیبا و دلپذیر حاوی پیامی به یادماندنی است:
میگویند که در روزگاران دور، آدمیان همه خلق و خو و سرشتی خدایگونه داشتند ولی از امکانات و تواناییهای خود خوب استفاده نکردند و کار به جایی رسید که برهما، خدای خدایان، تصمیم گرفت قدرت خدایی را از آنان بازگیرد و آن را در جایی پنهان کند که دست آنها از آن کوتاه باشد. بدین منظور ، او در جستجوی مکانی برآمد که مخفیگاهی مطمئن و دور از دسترس آدمیان باشد.
زمانی که برهما با دیگر خدایان در این مورد مشورت کرد، آنها چنین پیشنهاد کردند: بهتر است قدرت بیکران انسانها را در اعماق خاک پنهان کنیم. برهما گفت: آنجا جای مناسبی نیست زیرا که آنها ژرفای خاک را خواهند کاوید و دوباره به آن دست پیدا خواهند کرد. سپس خدایان گفتند: بهتر است نیروی یزدانی آدمیان را به اعماق اقیانوسها منتقل کنیم تا از دسترس آنها دور باشد. این بار برهما گفت، آنجا نیز مناسب نیست زیرا دیر یا زود آنان به عمق دریاها و اقیانوسها رخنه خواهد کرد و گمشده خود را خواهد یافت و آن را به روی آب خواهد آورد.
آنگاه خدایان کوچک با یکدیگر انجمن کردند و گفتند: ما نمیدانیم این نیروی عظیم را کجا باید پنهان کنیم. به نظر میرسد که در آب و خاک، جایی پیدا نمیشود که آدمی نتواند به آن دست یابد!
در این هنگام برهما گفت: کاری که با نیروی یزدانی آدمی میکنیم این است که ما آن را در اعماق وجود او پنهان میکنیم! آنجا بهترین محل برای پنهان کردن این گنج گرانبهاست و یگانه جایی است که آدمی هرگز به فکر جستجو و یافتن آن بر نخواهد آمد !!
در ادامهی این افسانهی هندی چنین آمده است: از آن به بعد آدمی سراسر جهان را پیموده است، همه چیز را جستجو کرده است، بلندیها را درنوردیده است، به اعماق دریاها فرو رفته است، تا دورترین نقاط خاک نفوذ کرده است تا چیزی را به دست آورد که در ژرفای وجود خود او پنهان شده است !!!
آری، راز قدرت در وجود خود ما است و آدمی خدایگونه است. آنها که اکسیر وجود خویش را کشف کردند به نیروی عظیم و بی کران دست یافتند و شماری دیگر که هنوز جایگاه این گنج گرانبها را نمیدانند همچنان در جستجوی یافتن آن حیران و سرگردانند. به قول لسان الغیب، خواجه حافظ شیراز:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمان به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان مي شمرد
مايلي كهن پس از آنكه دعوايش با علي دايي باعث به دادگاه كشانده شدن هر دو و ايضا ممنوع المصاحبه شدن وي گرديد، و بيانيه هايش بر عليه قلعه نويي منجر به استعفا (شما بخوانيد اخراجش) از سرمربي گري تيم ملي شد، در هفته انتهايي ليگ برتر نيز به فيروز كريمي گفت دلقك(!)، در انتهاي اين بازي براي آنكه قطبي ابراز گلايه نكند كه چرا مايلي كهن او را از بيانات خود مستفيض ننموده است ، به قطبي هم گير داد.
بر اساس شنيده ها مايلي كهن در حين بازي به داور معترض شده است كه چرا فيروز كريمي به جاي استفاده از كلماتي همچون “گنده باقالي”، “گروهبان قندلي” و “كوتوله” بازيكنان خودش را با الفاظ ديگري صدا مي كرده است، كه در نتيجه داور مسابقه هر دو مربي را از زمين بازي اخراج كرده است!
گفته مي شود در همين راستا اخيرا نامه اي از طرف اوباما خطاب به فدراسيون فوتبال كشف شده است كه پارتي بازي در انتخاب سرمربي جديد تيم ملي را تاييد مي كند، نامه ي مذكور به شرح زير است:
Hello MR Kafashian
I am obama, ghotbi is a nice boy because he is pesar khaleye man!, ghotbi sazmandarish good hast and he have dele shir!
He love dare sarmorabi Iran beshe, if ghotbi ro sar morabi kunin, I ejaze midam oraniyom ghani konin!!!
Dar zemn you are very happy, and I love “her her” khandidan e you!
Gole zard and write and arghavani, remember me ta mitavani!
توضيح ضروري: البته هنوز فدراسيون فوتبال در مورد افشاي نامه هاي فوق اظهار نظري نكرده و آنها تاييد و يا تكذيب ننموده است!
يكي از كارشناسان كه خيلي دوست داشت نامش را فاش كنيم اما ما براي گرفتن حالش اين كار را نمي كنيم دليل صحبت هاي اخير مايلي كهن را اينگونه شرح داد: از آنجا كه صندوق بين المللي پول گفته است ايران بالاترين نرخ تورم را در خاورميانه دارد و در نتيجه هزينه هاي زندگي بالا رفته است، مايلي كهن چون مي خواهد به نوعي به اقتصاد اقشار متوسط جامعه كمك كند و شنيده است كه شريفي (رئيس كميته انضباطي) حقوقش كم است، قصد دارد با اينگونه صحبت هايش باعث اضافه كاري شريفي و در نتيجه بالا رفتن حقوق ايشان بشود.
اين كارشناس در حالي كه اشك در چشمهايش حلقه زده بود ادامه داد: مايلي كهن خودش را فدا مي كند تا اقشار كم درآمد جامعه زير بار تورم له نشوند!
جناب مايلي كهن همچنين در انتهاي اين ديدار گفتند: “تنها هدف من سالم سازي فوتبال است.”، يكي از آگاهان گفت: همين سالم سازي فوتبال از نوع مايلي كهني منجر به سقوط تيم پيام شد، زيرا ايشان به گفته ي خودش در بازي با استقلال اهواز از دروازبان چهارم و ايضا بسياري از نيمكت نشينانش استفاده كرد و به طور سالم به استقلال اهواز باخت!!
*پاسخ صحيح هر سه سئوال گزينه “د” بود.
عفونت

سفلیس

عامل اسهال خونی

عامل هاری

کرم کتاب

اولسر

آموس لوزه ها(((ورم لوزه)))

باکتری بوی بد دهان

عامل سوزاک

ویروس ایدز

سرماخوردگی

یک نوع باکتری بیماری زا

شپش

قانقاریا

تاول و جوش

ان شاء الله تو دست شما هم یکی از اینا بره.